روز شمار حصر:

یادداشت وارده / حمله به منزل کرّوبی و نشانه های خطرناک حکومت نظامیان

بامداد راد : پس از 4 شب حمله به منزل کرّوبی و اکتفا به شعارنویسی و شعاردادن، در شب پنجم حمله را از حد گذراندند و سنگ پراندند و تیراندازی کردند و چادر از سر زن مسلمان کشیدند و در پایان حمله، شب قدر را در خیابان احیا گرفتند. حملهی آخر چنان وحشیانه بود که همه را به واکنش واداشت؛ تا جایی که حتّی آیتالله بیات زنجانی این اقدام را محاربه نامید. در مورد واکنشها صرفنظر از واکنشهای مضحک رسانههای حکومت که تیراندازی را به محافظان کرّوبی منحصر میکنند و حملهکنندهگان را از اساس تبرئه میکنند و واکنشهای حامیان و سران جنبش سبز، یک نکته بسیار حائز اهمیت است و آن بیانیهی سپاه محمّد رسولالله تهران است. سپاه محمّد رسولالله تهران پس از انتخابات مسئول تأمین امنیت تهران شد و مسئول مستقیم سرکوبهای یک سال و اندی گذشته است. پس از حمله به منزل مهدی کرّوبی این نهاد نظامی بیانیهای صادر کرد و ضمن خودسر خواندن عوامل حمله و انجام آن به قصد تخریب وجههی سپاه و بسیج، آن را محکوم کرد. در این بیانیه همچنین راهکار نهایی حلّ «فتنه»، محاکمهی مردمی سران آن دانسته شده است.
چنین بیانیهای در نگاه نخست با توجّه به وقایع یک سال گذشته شگفتآور به نظر میرسد، امّا برای تحلیل این حمله و این بیانیه باید کمی عمیقتر نگریست. ابتدا باید دید این حمله از سوی کدام پایگاه برنامهریزی شده است؛ حامیان احمدینژاد یا حامیان خامنهای. تفاوت این 2 گروه عموما در میزان رادیکالبودن رفتارها ست؛ حامیان احمدینژاد راستگرایانی بسیار افراطی هستند و از 2 دسته تشکیل می‌شوند؛ افرادی که انقلاب و جنگ را ندیده و برداشتشان از این دو واقعه مطابق روایت تحریفشدهی حکومت است که در نتیجهی این موضوع دیدگاههای رادیکال در این افراد بسیار غلیظ است و حتّی رفتار دولتمردان 2 دههی نخست انقلاب و در لایهی نهانتر رفتار آیتالله خمینی را نیز نمیپسندند. دستهی دیگر از ابتدای انقلاب حضور داشتهاند امّا بنا بر شرایط نتوانستهاند آنچنان که باید عرض اندام کنند و امروز فضای لازم را به دست آوردهاند. خشونت در رفتارهای این گروه و میزان تعصّب بر افکار در این گروه چنان بالا ست که حتّی حاضر اند با رهبر جمهوری اسلامی نیز با وجودی که شعار حمایت از او را سر میدهند مخالفت کرده و به شیوهای او را حذف کنند.
اندکی پیش از این خامنهای از وحدت با مخالفان حرف زده بود؛ وحدتی که بنا به گفتهی او بر مبنای اصول شکل میگیرد. این حرف هرچند با نگاه به تهدید نظامی علیه ایران بیان شده بود، امّا مایههایی از هشدار به احمدینژاد را در خود داشت که اگر همسو با رهبر نباشد او به سوی مخالفان دولت خواهد رفت و با آنها ائتلاف خواهد کرد. حمله به منزل مهدی کرّوبی اگرچه از سوی ناظران برای جلوگیری از حضور او در راهپیمایی روز قدس ارزیابی شد، امّا از نظر نگارنده بیشتر به منظور پاسخی به خامنهای از سوی حامیان احمدینژاد بود که هیچگونه وحدتی با مخالفان پذیرفته نیست؛ چه، حکومت میتوانست با برقراری فضای امنیتی و تصویربرداری به شکلی که میخواهد، ضمن استفاده از حضور کرّوبی در راهپیمایی روز قدس به نفع خودش، با خفهکردن حضور مخالفان در نطفه شرایط را به گونهای دگرگون کند که میان موسوی و کرّوبی القای اختلاف کند؛ تلاشی که تاکنون موفّق نبوده است.
اگر حمله به منزل کرّوبی را از سوی حامیان احمدینژاد بدانیم و آنها را همانگونه که در بیانیهی سپاه آمده خودسر بخوانیم، 2 احتمال مطرح می شود؛ یا فرماندهان سپاه مخالف چنین حملهای بودهاند و با خامنهای در یک جبهه اند و این گروه خودسر در ردههای میانی سپاه حضور دارند، یا اینکه این بیانیه مانند بیانیهی مشهور وزارت اطّلاعات در ماجرای قتلهای زنجیرهای و به منظور کشیدهنشدن پای آمران اصلی به معرکه و رفعورجوعکردن آبروریزی صورتگرفته است و فرماندِهان سپاه نیز با این حمله موافق و مخالف وحدت با مخالفان هستند. واضح است بدون همآهنگی با مسئولان عالیرتبهی سپاه نمیتواند چنین حملهای 5 شب متوالی صورت بگیرد؛ آن هم در شرایطی که سپاه مسئول حفظ امنیت تهران است، از این رو نمیتوان تصوّر کرد فرماندهان سپاه با این امر مخالف چنین حملهای بودهاند.
با این تفاسیر این حمله به وضوح قدرتگرفتن روزافزون حامیان دولت را عیان میکند؛ حامیانی که با این بیانیه نمایان شد قدرتشان از آنچه تصور می رفت فراتر رفته است. این موضوع بسیار خطرناک و مخرّب است و نشان می دهد که این گروه رفته رفته امکان تحمیل یک حکومت کاملا نظامی و بدون حفظ ظواهر موجود را می یابند.
 

ارسال نظر جدید

پست الکترونیک شما مخفی باقی مانده و به صورت عمومی نمایش داده نمی شود.