ندای سبز آزادی: فرقی نمی کند که بعد از این چه اتفاقی بیفتد. چه سبزها پیروز بشوند یا نشوند، آیندگان از دوره کنونی تاریخ ایران به نیکی یاد نخواهند کرد و کسانی که تا آخر با احمدی نژاد بوده باشند برای همیشه بد نام باقی خواهند ماند. این دوره وصف خواهد شد به دوره ای که در آن فرومایگی بر فرزانگی ترجیح داده می شده است، دروغ و عوامفریبی بر صداقت و راستی، و شعار بر شعور. دوره ای که همه رشته های دولت های پیش از آن پنبه شده و همه دستاوردهای مادی و معنوی انقلاب اسلامی پیش چشم آنان که در راه آن فداکاری و عمر خود را سپری کرده بودند بی پروا به دست تند باد بی درایتی ها سپرده شده و نابود شدند. دوره ای که بی مایگان در صدر نشستند و فرهیختگان، دانشمندان، هنرمندان و دلسوزان به کنج فرستاده شدند و برخی از آنها به زندان.
ما نمی توانیم بفهمیم چرا چنین شده است و نیز نمی توانیم بفهمیم که چرا برخی از آنانکه می توانند بفهمند که چقدر اوضاع کشور خراب است از خود سلب مسئولیت می کنند و کاری نمی کنند. آقای مهدوی کنی علی القاعده باید بفهمد. از او برمی آید که کاری بکند. اگر سپاه و وزارت اطلاعات که معرکه گردانان این وضع وخیم هستند علمای بلاد را از هرگونه تحرکی باز می دارند بعید است چنین احاطه ای بر آقای مهدوی کنی داشته باشند.
حضرت آیت الله!
شما مسئولید. شما به اندازه ای که خداوند به شما امکان داده است مسئولید. شما مسئولید نگذارید بیش از این کشور و ملت به ورطه سقوط رانده شوند. پیش از آنکه دیر شود کاری بکنید. ما با شما هم عقیده و هم رأی نبوده ایم و نیستیم ولی به شما نیز گمان نمی بریم که با وضعیت فعلی اداره کشور همراه باشید. شما هم از این وضع ناراضی هستید. این، از دعاهای شب بیست و یکم شما که از صدا و سیما پخش می شد قابل فهم بود. خود را کنار نکشید و به سهم خود کاری بیشتر و موثرتر از آنچه می کنید بکنید.
اگر چه شما با دولت مهندس موسوی میانه خوبی نداشتید اما بعید است با کسانی که برخلاف حتی اعتقاد خودشان در بیان وی را فتنه گر و منافق می نامند همراه و نسبت های ناروا به وی را پذیرا باشید.
شما نیز حتما از هتک حرمت بیت امام در مراسم ۱۴ خرداد و جلوگیری سازماندهی شده از سخنرانی نواده امام در آن مراسم با آن وصف و در حضور رهبری آزرده شده اید.
شما نیز حتما از حمله سازماندهی شده به بیوت علما و مراجع معظم تقلید حتی اگر از نظر سیاسی مخالف آنها بوده باشید راضی نبوده و کار آن حرمت شکنان را تأیید نمی کنید.
شما بدون تردید حمله به مسجد قبای شیراز را که در تولیت عالمی فرهیخته از خاندان معزز دستغیب و عضو مجلس خبرگان رهبری است شایسته نمی دانید.
شما بسیار بعید است که از رفتاری که با آقای هاشمی رفسنجانی می شود و عده ای تازه بدوران رسیده او را آماج انواع تهمت های ناروای خود می کنند خشنود باشید.
شما چگونه ممکن است که با حرکات رجاله هایی که سازمان یافته و با لباس شخصی چندین شب و روز خانه آقای کروبی را محاصره کرده و انواع وحشی گریها را علیه منزل او و همسایگانش اعمال کرده اند موافق باشید.
شما وزیر کشور و در دوره ای نخست وزیر موقت این کشور بوده اید و می دانید که با روشها و سیاستهای جاری وظیفه حکومت و دولت که همانا تامین امنیت و رفاه شهروندان و رشد و توسعه مادی و معنوی کشور است حاصل نخواهد شد. شما بحران جاری در اداره کشور را می فهمید.
بنابراین از شما انتظار نمی رود با سکوت خود ناظری بر روند جاری ادره کشور باشید که خدای نکرده شائبه همراهیتان با آن را ایجاد کند.
شما اگرچه سبز نیستید ولی از جنس آنهائی نیز نیستید که مسئول وضعیت نا بسامان امروز کشور هستند. کاری که آنها دیروز و امروز با یاران امام کرده و می کنند فردا روز، با شما خواهند کرد مگر آنکه دنباله رو آنها بشوید و دنیا و آخرتتان را بدست آنها بسپارید.
ببینید چگونه مداحان، عرصه را از روحانیت اصیل گرفته و آنان را به حاشیه رانده و یا دنباله رو خود کرده اند. شما که دبیر جامعه روحانیت مبارز هستید آیا رضایت داده اید به تبعیت از اسلام مداحان. آیا نمی خواهید شان و جایگاه روحانیت اصیل و مستقل شیعه را حفظ کنید و جلوی نشر آموزه های انحرافی و افراطی و رواج رفتار مبتنی بر آنها را بگیرید.
اگر وضع به همین منوال پیش برود دور نخواهد بود روزی که از آموزه های اصیل اسلام چیزی جز آنچه در مکتب مداحان و تازه بدوران رسیده ها عرضه می شود باقی نماند و شما نیز ناچار باشید بر اساس فرصتی که مداحان در اختیار شما می گذارند آنچه را که آنها دیکته می کنند بر زبان بیاورید و تأیید کنید.
آقای مهدوی کنی تا دیر نشده و تا همین فرصت و امکان اندک از شما ستانده نشده کاری بکنید که اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی از دور خارج نشوند و انقلاب و کشور اسلامی ما بیش از این بدست نااهلان و نامحرمان نیفتد.
خداوند متعال بر توفیقات روحانیت معزز و آگاه بخصوص حضرتعالی در جهت صلاح و سداد دین و ملت بیافزاید.
منبع: نوروز
آقای شکوری عزیز چرا آدرس غلط
آقای شکوری عزیز چرا آدرس غلط میدین؟ خودتون بهتر میدونید که اتفاقا آقای مهدوی هم از جنس همین اوباش هست و چه بسا بدتر!
آقای شکوری عزیز چرا ؟
هنوز جنبش اینقدر بدبخت نشده که شما به ایشان نامه میدهید به کتاب خاطرات آقای رفسنجانی و ماجرای انفجار حزب یکبار دیگر سر بزنید
در این گور مرده ای نیست
با سلام بخوانندگان گرامی و
با سلام بخوانندگان گرامی و مسؤلین سایت
وضعیت خطرناک و اسفبار کنونی کشور نباید ما را در اتخاذ مواضع و قضاوت در بارهء اشخاص دچار سردرگمی نماید.
کسانی که کشور را به ورطه سقوط کشانده اند تنها تازه بدوران رسیده ها نیستند. این تازه بدوران رسیده ها با پشتوانه برخی قدیمی ها متعهد شده اند که کشور را « کلنگی » تحویل ملت دهند.ملت را از « انقلابی » که کرده است پشیمان سازند. برای افراد فاسد و وابسته و مستبدی مانند محمد رضا شاه ، دعاگو بسازند و افکار ملی ایران را در چنبره ای از خرافات و مزخرفات و توهمات سرگردان نماید.
مگر می توان تصور کرد که تازه بدوران رسیده ها می توانستند و یا می توانند بدون حمایت برخی قدیمی تر ها دست به این خیانت ها بزنند . هرگز.
جناب آقای دکتر علی شکوری راد، شما به جای آنکه بگوئید که آقای مهدوی کنی ، شما از جنسی دیگرید بهتر بود از ایشان سؤال می کردید که چه ویژه گی هائی در آقای احمدی نژاد سراغ داشتید که حاضر شدید علیرغم تصمیم جمعی جامعهء روحانیت مبارز تهران مبنی بر اینکه « جامعهء روحانیت مبارز از هیچ یک از کاندیداها حمایت نکند» حمایت خود را رسما" از آقای احمدی نژاد اعلام نمودید.
اگر می گذاشتید ایشان ابتدا به این سؤال پاسخ بدهند شاید نیازی نمی بود که اعلام کنید ایشان از جنس دیگری هستند.
آقای دکتر ، آیا شما واقعا" بر این نظرید که خواص بی بصیرت به کسانی اطلاق می شود که به تقلب انتخاباتی و حوادث بعد از آن معترض بودند ؟ متأسفانه و یا خوشبختانه پس از گذشت 15 ماه از انتخابات ، همگی از موافق و مخالف برگزاری انتخابات ناظر بر دست آوردها و عملکرد دولت مورد تأئید رهبری و کسانی که رسما" از آقای احمدی نژاد حمایت کردند ، یکی پس از دیگری هستیم که لازم است مدال « خواص بی بصیرت » را بر سینهء حامیان آقای دکتراحمدی نژاد نصب کرد.
در زمینهء اقتصادی ، کارخانه ها در لب پرتگاه ورشکستگی قرار دارند.
در زمینهء معیشتی و رفاهی ، هر روز استاندارد زندگی پائین تر می آید.
در مورد کسب و کار ، همه بلاتکلیف و ناظر بر رکود تورمی هستند.
در مورد دانشگاه ها و اساتید ، از آنجا که حوزه ها با اینهمه سرمایه ای که صرف می کنند ، هنوز نتوانسته اند با استدلال های علمی ، علوم انسانی را وادار به تسلیم نمایند ، با کمک گرفتن از قدرت حکومتی ،آن را نیز به زنجیر می کشند که یاد حضور « گالیله » را در برابر کلیسا زنده می کند و چنانکه عالمان علوم انسانی بخواهند مقاومت کنند ، وزیر علوم ایشان حاضر است که دانشگاه را با خاک یکسان نماید.
در زمینهء احترام به قانون ، علیرغم توصیه های اقای خامنه ای برای مخفی نگاهداشتن اختلافات میان مجلس و دولت ، می بینیم که دولت آنچه را که دوست دارد قانون می داند و آنچه را که دوست ندارد رسما" اعلام می کند که آنرا قانون نمی داند. چیزی که در تمام دنیا نوبر است.
در زمینهء آزادی های مصرح در قانون اساسی، مجبوریم این طنز تلخ رئیس جمهور را نقل کنیم که ایران آزادترین کشو جهان است. که با خندهء تلخ توأم است .مثل اینکه مردم کشورمان از وضعیت زندانیان سیاسی و وکلای آنها ،از وضعیت روزنامه ها و سایت های اینترنتی ، از وضعیت و سیاست حاکم بر صدا و سیمای جمهوری اسلامی بی خبرند.
آقای دکتر ، حتما" از آقای مهدوی کنی بخواهید آن دسته از مؤلفه هائی که در دوران چهار سال اول ریاست جمهوری دارای کارنامهء قابل قبول نموده است و آنچه در شخص شخیص آقای احمدی نژاد دیدند که شایستگی ایشان را برای چهار سال دیگر دورهء ریاست جمهوری مورد تأئید قرار می داد چه بوده و یا چه هست .
آقای دکتر ملاک داشتن درک صحیح و یا خوب و بد بودن در حمایت از کاندیداتوری آقای موسوی نبوده و نیست . بسیاری بودند که از آقای کروبی در رقابت های انتخاباتی حمایت کردند و بسیاری نیز کاندیدای مورد علاقه خود را چون نیافتند در انتخابات شرکت نکردند. شاید هم تعداداینها کم نبوده باشد .آخر وقتی معتقدیم که انتخابات مهندسی شده است و ساختگی است این مهندسی می تواند در همه ابعاد این طرح از جمله عدد 85 درصد شرکت کنندگان در رأی گیری را شامل شود .اینها که نگذاشتند به تخلفات و تقلبات انتخاباتی رسیدگی شود تا معلوم شود .
آقای دکتر ، اما حمایت کردن از یک کاندیدای مشخص دلائل خود را می خواهد و از آن سبب می توان تشخیص داد که چه معیار هائی مبنای رشد ، رفاه ، فرهنگ ، حاکمیت قانون ، حاکمیت ارزش ها وآزادیها و تحقق حقوق شهروندی است و نگاه اشخاص مختلف به کدام یک از معیار ها می باشد و بنا براین می توان صلحیت این افراد را برای کمک بمدیریت بحران مورد ارزیابی قرار داد.
آقای دکتر شما اگر به سربلندی کشور علاقمند هستید که هستید ،اگر مخالف پائین آمدن ارزش انقلاب هستید که هستید.اگر طرفدار اجرای بدون تنازل قانون اساسی هستید که هستید ، بهتر است نیروی خود را در راستای تقویت بنیه های مختلف جنبش سبز بکار ببندید.
بگذارید شرائطی را در کشور پایه بریزیم که یکبار و برای همیشه تعیین کنندهء حکومت در ایران بوسیلهء رقابت کامل میان نیروهای مختلف جامعه و توسط نیروی اجتماعی برتر برگزیده شود. دیگر مذاکرات پشت در های بسته را بگذارید در پشت در های بسته برای همیشه بماند. جنبش سبز که بنا ست به نیروی خرد جمعی باور داشته باشد و آزادی جریان خبر و خبر آزادی جریان خبر را حق مسلم مردم می داند. بنا براین دست بدامان کسی جز مردم نشوید . متشکریم
ارسال نظر جدید